محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6454
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« ابرى درخشان بود كه « باران تيرهاى رسا مىريخت . « بكمك راى نافذ « گروهها را بشكست « و يار را از يار جدا كرد . « آفرين بر موفق نكو منظر « كه بهنگام نبرد استوار است و حمله بر . « اى يكه سوار عرب « كه در ميان كسان « براى مقابله با رخدادهاى روزگار حادثه زاى « و سپاه غاصب خيانتگر سخت سر « كسى ديگر همانند وى « نامبردار نيست . » در اين سال سردار زنگيان سپاهيان خويش را به ناحيهء هور و دشت ميشان فرستاد . سخن از اينكه چرا سالار زنگيان سپاهيان خويش را به هور و دشت ميشان فرستاد ؟ گويند : سبب آن بود كه وقتى معتمد ، موسى بن بغا را از ولايتهاى مشرق و آنچه بدان پيوسته بود ، برداشت و آن را به برادر خويش داد و ابو احمد كار ولايت دجله را به مسرور بلخى داد و يعقوب بن ليث به آهنگ ابو احمد آمد و به واسط رسيد ، ولايت دجله بجز مداين و آن سوى مداين از كسان سلطان خالى ماند . و چنان بود كه مسرور ، از آن پيش جعلان ترك را به جاى موسى پسر اتامش به